محمد بن عبد الله بن عمر
120
خلاصهء سيرت رسول الله ( ص )
كرد ، أبو سعيد خدري ، رضى اللّه عنه ، درآمد وخون از طلعت « 1 » مباركش ، عليه السلام ، پاك كرد وبياشاميد . سيد ، عليه السلام ، فرمود : من مسّ دمى دمه لم تصبه النّار « 2 » . وهمان روز * فرمود : من أحبّ أن ينظر إلى شهيد يمشى على وجه الأرض ، فلينظر إلى طلحة بن عبيد اللّه « 3 » . عايشه ، رضى اللّه عنها ، روايت كرد كه أبو عبيدهء جرّاح آن دو حلقه ، به دندان خود ، بركند ، واز سختى آن ، دندانش برآمد . وچون كافران حمله آوردند ، سيد ، عليه السلام ، فرمود : چه كس باشد كه نفس خود فداى ما كند ؟ زياد بن سكن الأنصاري ، با پنج تن ، در پيش سيد ، عليه السلام ، آمدند وجنگ مىكردند ، تا يكيك شهيد مىشدند . وزياد بار آخر ماند وزخمهاى بسيار خورده بود . ومسلمانان أو را از كافران بازستدند . وسيد ، عليه السلام ، سر أو را در كنار گرفت تا روح تسليم كرد . امّ عماره زنى بود كه به أول جنگ ، مشكى برگرفته بود ومسلمانان را آب مىداد . گفت : چون كفار حمله كردند ، بعد از ظفر مسلمانان ، وسيد ، عليه السلام ، تنها بود ، ودر پيش وى به جنگ ايستادم كه سعد بن أبي وقّاص وأبو دجانة درآمدند . وأبو دجانة ، بر سيد ، عليه السلام ، دو تا شد تا تير بر سيد ، عليه السلام ، نيايد . وسعد كافران را دور مىكرد ، وسيد ، عليه السلام ، به دست خود تير برمىگرفت وبه سعد مىداد ومىگفت : ارم ، فداك أبي وأمّى « 4 » . وسيد ، عليه السلام ، چندان تير بينداخت كه گوشهء كمان أو شكسته شد ، وبينداخت . وقتادة بن نعمان برگرفت . وتا زنده بود نگاه مىداشت « 5 » . ودر آن روز ، زخمى به چشم قتادة زدند ، واز حدقه بيرون آمد . وسيد ، عليه السلام ، آن را باز جاى نهاد ودر حال شفا يافت « 6 » . وانس بن النّضر به قتل آمد وهفتاد زخم داشت .
--> ( 1 ) . طلعت : روى ، وجه ( معين ) ودر سيره ، ص 667 : رخسار مبارك ( 2 ) . گفت : هر كه خون من به خون وى رسد ، آتش دوزخ بر وى كار نكند ( ترجمه از سيره ، ص 668 ، نقل شد ) . ( 3 ) . گفت : هر كس كه مىخواهد شهيدى ببيند كه بر روى زمين مىرود ، بگوييد تا بروى طلحه نگرد ، پسر عبيد اللّه ( ترجمه از سيره ، ص 668 ، نقل شد ) . ( 4 ) . يعنى بينداز ، اى سعد ، پدر ومادرم فداى تو باد . وسيد ، عليه السلام ، كسى ديگر را اين نگفته بود ، الّا سعد وقاص را ( از سيره ، ساقط است واز نسخهء مج ، نقل شد ) . ( 5 ) . در سيره ، ص 670 ، به خلاف متن عربى ، ج 3 ، ص 87 ونسخهء مج واين خلاصه چنين آمده است : وسعد وقاص در آن روز ، چندانى تير بينداخت كه گوشهء كمان وى شكسته شد ، از دست بينداخت وبه سلاحهاى ديگر جنگ مىكرد . وظاهرا اين عبارات بدون أصل است . ( 6 ) . حكايت أم عماره در سيره ، ص 669 و 670 ، آمده است .